صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

423

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

غفلت براى غفلت ، تعريفى برتر از آنچه كه قرآن در تعدادى از آيات ارائه داده ، وجود ندارد . بخشى از آن چنين است : لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها . أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ « 1 » . تعريف غافل از جهتى مىتواند تعريف غفلت هم باشد ؛ چه غفلتى بزرگتر از اين ، كه انسان صاحب عقل و قلب باشد و در او تمام قدرت و استعداد براى درك و فهم دنيا و آخرت و بصيرت در امور كلّى و جزئى ، مادّى و معنوى باشد ؛ آن‌گاه اين قدرت را در راه امور ناچيز هدر دهد ؛ و صاحب چشم و گوش باشد وى با چشمانش نور را نمىبيند تا راه ثابت و استوار را مشاهده كند ؛ و با گوشش خير و حكمت را نمىشنود تا به راه درست و مستقيم راه يابد . انسان توانايىهايى را كه از جانب خداوند به او بخشيده شده زمانى ضايع مىسازد كه از ارزش آن آگاه نباشد و يا در آن اسراف كند و در غير موضع آن به كار گيرد ؛ امّا اگر از اين امور محروم باشد شايسته نيست به غفلت توصيف شود . پس غفلت همان جهل است ، در حالى كه عنايت الهى انسان را به عقل مجهّز نموده تا براى كسب معرفت تلاش كند و جهل

--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 179 : چرا كه دلهايى دارند كه با آن حقايق را دريافت نمىكنند ، و چشمانى دارند كه با آنها نمىبينند ، و گوشهايى دارند كه با آنها نمىشنوند ؛ آنان همانند چهارپايان بلكه گمراهترند . آرى ، آنها همان غافل‌ماندگانند .